STUPID RAIN
STUPID RAIN
بهترین قصه عشق
STUPID RAIN
WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAINوقتی خیس از باران به خانه رسیدم
BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟ SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTILL IT STOPPED”خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟DAD ANGRILIY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALISE”.پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت“STUPID RAIN”باران احمقTHAT’S MOM!!
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ ساعت 20:24 توسط A.R. Yousefzade
|
بنام خدا