How



How

 

یکی از کلماتی که با ترکیب با دیگر کلمات از جمله صفت ها و قیدها، معانی زیادی را خواهد داشت کلمه How می باشد.

 

 

 

How + adjective

اگر how را در ترکیب با یک صفت در یک جلمه سوالی داشته باشیم، می خواهیم درباره موضوعی اطلاعات بیشتری کسب کنیم.

 

How big/large : برای دانستن بزرگی چیزی

How big is your new house, harry?

 

How far : برای دانستن فاصله چیزی یا جایی با جا یا چیز دیگر

How far is your house from the subway station?

 

How old : برای دانستن سن کسی

How old is jack’s older son?

 

How highبرای دانستن ارتفاع چیزی

How high is  the Eiffel tower?

 

این مثال ها چند مثال از صدها مثالی است که شما می توانید در موقعیت های مختلف بکار ببرید.

 

How + adj/adv

اگر how در ترکیب با یک صفت یا یک قید در جمله ای غیر سوالی بکار رود، یعنی ما می خواهیم درباره کیفیت چیزی که صحبت می کنیم تاکید کنیم.

 

I didn’t realize how difficult it was to get the tickets

 

How lovely to see you!

 

They were impressed at how well she could dance.

مطالب آموزشی مفید وضروری برای دانش آموزان پایه سوم- نکات گرامری تا پایان درس سوم

a young man/woman

young men/women

اما تنها موارد استثناء، صفات this و that مي‌باشند که پيش از اسامي جمع به these و those تبديل مي‌شوند:

this book - those books,  that boy - those boys

مکان صفات

صفت‌ها مي‌توانند در موقعيت‌ها و جاهاي مختلفي در يک جمله ظاهر شوند که در زير به مهمترين اين موقعيت‌ها اشاره مي‌شود:

1- قبل از يک اسم:

a good man, an old car, the green carpet

گاهي بيش از يک صفت، اسمي را توصيف مي‌کنند:

a good young man,  the beautiful green carpet

2- پس از فعل be:

  • You are beautiful.

  • She is fat.

  • The bus is late.

بجز فعل be، افعال ديگري نيز مانند seem، look، become و stay مي‌توانند قبل از صفت قرار بگيرند:

  • It looks interesting. (جالب به نظر مي‌رسد.)

  • It is becoming sunny. (هوا دارد آفتابي مي‌شود.)

3- پس از the، که در اين صورت کلمه اصلي يک عبارت اسمي محسوب مي‌شود:

the young جوانان

the old پيران

the dead مردگان

the English انگليسي‌ها

4-بعد از برخي افعال، يک صفت مي‌تواند به دنبال مفعول بيايد:

صفت

مفعول

فعل

فاعل

secret. her past kept She
mad. me is driving The noise
lucky. myself consider I
angry. him made Her behaviour

ترتيب صفات

مي‌دانيم که صفت‌ها معمولاً قبل از اسم مي‌آيند، اما اگر بيش از يک صفت اسمي را توصيف کنند، در اينصورت صفتها معمولاً به ترتيب خاصي قرار مي‌گيرند. هر چند ترتيب قرار گيري صفت‌ها پيش از يک اسم هميشه ثابت نيست، اما جدول زير به شما کمک مي‌کند تا نحوه‌ی جاگيري کلي آنها را ياد بگيريد:

 

6

جنس

5

مليت

4

رنگ

3

سن

2

اندازه

1

بيان عقيده يا احساس

 

flower     yellow     beautiful a
nurse   Indian   young   handsome that
tables wooden       big   those
cat   Persian white old     an

صفات تفضيلي و عالي

بيشتر صفت‌ها مي‌توانند هر دو حالت تفضيلي (با افزودن -er يا more) و عالي (با افزودن -est يا most) را داشته باشند. در ادامه نحوه ساخت هر دو حالت را خواهيد آموخت.

 

تفضيلي

عالي

large بزرگ

larger بزرگتر the largest بزرگترين

tall بلند

taller بلندتر the tallest بلندترين

beautiful زيبا

more beautiful زيباتر the most beautiful زيباترين

1- نحوه ساخت صفات تفضيلي:

الف- با افزودن -er به انتهاي صفات يک هجايي:

old, older

bright, brighter

ب- با افزودن more به ابتداي صفات چند هجايي:

difficult, more difficult

interesting, more interesting

2- نحوه ساخت صفات عالي:

الف- با افزودن -est به انتهاي صفات يک هجايي

old, oldest

bright, brightest

ب- با افزودن the most به ابتداي صفات چند هجايي:

difficult, the most difficult

interesting, the most interesting

صفات نامنظم

 

تفضيلي

عالي

good

better the best

bad

worse the worst

far

further the furthest

little

less

the least

many

more

the most

much

more

the most

old

older/elder

the oldest/eldest

 

چند نکته املايي

1- صفاتي که به y ختم مي‌شوند، حتي اگر چند هجايي باشند نيز از همان قواعدي استفاده مي‌کنند که براي صفات يک هجايي بکار مي‌روند، اما بايد توجه داشته باشيد که در اينصورت موقع اضافه کردن er و est،‌ اy به i تبديل مي‌شود:

pretty, prettier, prettiest

happy, happier, happiest

funny, funnier, funniest

2- هنگام اضافه کردن er يا est به انتهاي صفات يک هجايي که داراي يک حرف با صدا هستند و به يک حرف بي‌صدا ختم مي‌شوند (مانند big)، حرف بي‌صداي آخر تکرار مي‌شود:

big, bigger, biggest

sad, sadder, saddest

hot, hotter, hottest

fat, fatter fattest

ولي اگـر صفتي داراي بيش از يـک حرف صدادار بود، در ايـن صـورت حرف بي‌صداي آخر تکـرار نمي‌شود:

great, greater, greatest

3- صفاتي که به e ختم مي‌شوند، هنگام اضافه کردن er يا est، اe خود را از دست مي‌دهند:

blue, bluer, bluest

large, larger, largest

strange, stranger, strangest

مقايسه

1- صفت قياسي همتراز: براي مقايسه افراد، مکان‌ها، اشياء و ...، وقتيکه هيچ تفاوتي ميان آنها وجود نداشته باشد از ساختارهاي زير استفاده مي‌کنيم:

 

 

as + صفت + as

مثبت:

 

 

not as + صفت + as
not so + صفت + as

منفي:

  • I'm as happy as you. (من به اندازه تو خوشحال هستم.)

  • Farhad is almost as tall as his father. (فرهاد تقريباً به بلندي پدرش است.)

  • Our house is not as expensive as your house. (خانه ما به گراني خانه شما نيست.)

  • A cheetah is not so dangerous as a lion.(يوزپلنگ به اندازه شير خطرناک نيست.) 

2- صفت قياسي تفضيلي: براي مقايسه دو شخص، دو چيز و ... از صفت تفضيلي به همراه کلمه than استفاده مي‌شود:

  • She looks younger than my mother.
    (از مادرم جوانتر به نظر مي‌رسد.)

  • I think writing is easier than speaking.
    (گمان مي‌کنم نوشتن از صحبت کردن راحت‌تر است.)

2- صفت قياسي عالي: براي مقايسه بيش از دو شخص يا دو چيز از صفت عالي استفاده مي‌شود:

  • He's the oldest teacher in our school.
    (او مسن ترين معلم مدرسه ماست.)

  • It must be the most expensive car in the world.
    (اين بايد گرانترين اتومبيل جهان باشد.)


قيدها -درس دوم

از قيدها براي اضافه کـردن اطلاعاتي بـه يک عبارت استفاده مي‌شود. همچنين قيدها مي‌توانند به يک کلمه ديگر از جمله به يک صفت يـا قيد ديگر نيز اطلاعاتي اضـافه کننـد کـه در ايـن صورت معرف (modifier) ناميده مي‌شوند.

انواع قيد

قيود اقسام مختلفي دارند که در اينجا به پنج نوع متداول آنها اشاره مي‌شود:

1- قيد حالت:

well, how, quickly, slowly, hard, fast, angrily, ...

  • The children are playing happily.
    (بچه‌ها دارند با خوشحالي بازي مي‌کنند)

2- قيد مکان:

up, down, there, here, above, below, near, ...

  • How long have you been waiting here?
    (شما چه مدتي اينجا منتظر بوده‌ايد؟)

3- قيد زمان:

today, yet, still, recently, soon, now, then, ...

  • You can stay with us until then.
    (تا آن موقع مي‌توانيد با ما بمانيد)

4- قيد مقدار:

very, too, so, quite, much, rather, ...

  • They are not really my parents.
    (آنها واقعاً والدين من نيستند)

5- قيد تکرار:

twice, sometimes, often, always, never, ...

  • Sometimes I write to him.
    (گاهي به او نامه مي‌نويسم)

جاي قيدها

سه جا يا مکان اصلي براي قيدها وجود دارد:

1- در ابتداي عبارت (قبل از فاعل) (ابتدايي)
 

قيد فاعل عبارت فعلي + ...
Sometimes she arrives late.

2- در ميانه جمله (مياني):

الف) بعد از اولين فعل معين:
 

فاعل اولين فعل معين قيد بقيه عبارت فعلي + ...
She has always arrived late.

 

ب) پس از فعل be:
 

فاعل BE قيد + ...
She is always late.

ج) اگر فعل معيني وجود ندارد، قبل از فعل مسندي (قابل صرف):
 

فاعل قيد فعل مسندي + ...
She sometimes arrives late.

3- در انتهاي عبارت (پاياني):
 

فاعل عبارت فعلي +... قيد
She arrives late sometimes.

در جدول زير متداولترين مکان قيدها در جملات نشان داده شده است:
   

ساختار قيد

از لحاظ فرم و ساختار مي‌توان قيدها را به سه دسته طبقه بندي کرد:

1- قيدهايي که با اضافه کردن ly به يک صفت ساخته مي‌شوند، مانند:

slow → slowly
brave → bravely
quick → quickly

2- قيدهايي که همان ساختار صفات را دارا هستند، يعني هم مي‌توانند به صورت قيد به کار روند و هم به صورت صفت. برخي از مهمترين آنها عبارتند از:

just, well, right, far, forward, early, hard, straight, pretty, little, fast, late, left, backward, deep, direct, near, wrong

3- قيودي که اصلاً ارتباطي با صفات ندارند. مانند:

so, now, very, there, here, too, as, quite

چند نکته املايي

گفتيم که بسياري از قيدها با اضافه شدن ly به يک صفت ساخته مي‌شوند. اما هميشه به اين سادگي نيست:

1- y در انتهاي کلمه به i تبديل مي‌شود:

gay → gaily

2- e در انتهاي کلمه همچنان باقي مي‌ماند:

strange → strangely

ولي چند استثنا وجود دارد:

true → truly
due → duly
whole → wholly

3- در صفاتي که به able يا ible ختم مي‌شوند، e در انتهاي کلمه حذف مي‌شود و y جاي آن را مي‌گيرد:

probable → probably
possible → possibly

4- صفاتي که به يک حرف با صدا و يک L ختم مي‌شوند، طبق روش معمول ly مي‌گيرند:

actual → actually
general → generally


ضماير (فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي و...)

ضمير کلمه‌اي دستوري يا گرامري است که جانشين يک اسم يا عبارت اسمي مي‌شود. ضميرها انواع مختلفي دارند که مهمترين آنها عبارتند از: ضماير فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي، اشاره‌اي، نامعين، نسبي و سؤالي که از اين ميان ضماير فاعلي، مفعولي ملکي و انعکاسي جزو ضماير شخصي به حساب مي‌آيند.


ضماير فاعلي

 

جمع

مفرد

 

we I

اول شخص

you you

دوم شخص

they

he, she, it

سوم شخص

 

 

ضماير مفعولي

فاعل مفعول

I

me

you

you

he

him

she

her

it

it

we

us

they

them

اگر چه اين ضماير را ضماير مفعولي مي‌ناميم، اما آنها به جز در جاي مفعول در هر جاي ديگري هم مي‌توانند قرار بگيرند، مثلاً بعد از فعل يا بعد از يک حرف اضافه:

  • Our teacher was angry with us. (معلممان از دست ما عصباني بود.)

  • Give me a ring tomorrow. (فردا به من زنگ بزن.)

  • When he comes in, please tell him I phoned.
    (هر وقت آمد، لطفاً به او بگوييد که من زنگ زدم.)

  • I'm older than you. (من از تو بزرگترم.)

  • 'I'm hungry.'  'Me too.' («من گرسنه‌ام.»  «من هم همينطور.»)

 

هنگاميکه از ضماير شخصي به همراه and استفاده مي‌کنيم، مؤدبانه‌تر اين است که ضماير I و we را بعد از اسامي و ضماير ديگر بکار ببريم:

you and I,  my father and I,  them and us

همچنين you را بايد قبل از اسامي و ضماير ديگر به کار برد:

you and your wife,  you and her

 

ضماير ملكي و صفات ملكي

ضماير ملكي و صفات ملكي نشان مي‌دهند که چه چيزي به چه کسي تعلق دارد.

 

  (I)

(you)

(he) (she) (it) (we) (they)

صفات ملکي

my your his her its our their

ضماير ملکي

mine yours his hers - ours theirs

 

توجه داشته باشيد که صفات ملکي هميشه قبل از يک اسم مي‌آيند (به همين دليل صفت ناميده مي‌شوند) ولي ضمير ملکي جانشين صفت ملکي+اسم مي‌شود و مي‌تواند به تنهايي به عنوان فاعل، مفعول و ... قرار بگيرد (به همين دليل ضمير ناميده مي‌شود).

چند مثال:

  • This is my book. (اين كتاب من است.)
    This book is mine. (اين کتاب مال من است.)

  • This is her purse. (اين کيف اوست.)
    This is hers. (اين مال اوست.)

  • Are those your pens? No, these are his. (ضمير ملکي)

 

ضماير انعکاسي

کلماتي که به -self و -selves ختم مي‌شوند ضماير انعکاسي ناميده مي‌شوند و عبارتند از:

 

جمع (-selves)

ourselves

خودمان

yourselves

خودتان

themselves

خودشان

مفرد (-self)

myself

خودم

yourself

خودت

himself

خودش (مذکر)

herself

خودش (مؤنث)

itself

خودش (اشياء)

توجه داشته باشيد که در ضماير انعکاسي عمل به فاعل جمله برمي‌گردد و در واقع مفعول همان فاعل است:

  • He cut himself. (خودش را زخمي کرد.)

  • You should be ashamed of yourself. (بايد از خودت خجالت بکشي.)

  • Help yourselves. (از خودتان پذيرايي کنيد. )

  • We blame ourselves.  (ما خودمان را مقصر مي‌دانيم.)

استفاده از ضماير انعکاسي براي تأکيد

از ضماير انعکاسي مي‌توان براي تأکيد روي يک اسم، ضمير يا عبارت اسمي استفاده کرد که در اين حالت بعد از آنها در جمله قرار مي‌گيرند:

  • I can do it myself. (من خودم مي‌توانم اين کار را انجام دهم.)

  • We can repair the roof ourselves. (ما مي‌توانيم خودمان سقف را تعمير کنيم.)

  • The film itself wasn't very good but I liked the music.
     (خود فيلم خيلي خوب نبود ولي از موسيقي آن خوشم آمد.)

 

ضماير ديگر

1- ضماير اشاره‌اي، شامل: these، that، this و those.

مثال:

  • Is this your T-shirt?

 

2- ضماير نسبي، شامل: when ،whom ،whose ،who ،that ،which و where.

مثال:

  • The school that I went to is in the centre of the city.

 

3- ضماير پرسشي، شامل: when، where، why، what، who و whatever.

مثال:

  • What time is it?

 

4- ضماير دوطرفه، شامل each other و one another:

مثال:

  • They love each other.

 

5- ضماير نامعين، شامل none، nobody، nothing، someone، somebody، something، anyone، anybody، anything و no one:

مثال:

  • Nobody knew what to do.


اسمها  ي قابل شمارش و غير قابل شمارش-درس سوم

اسم‌ها گسترده‌ترين اقسام کلمات را تشکيل مي‌دهند. بطور کلي در زبان انگليسي مي‌توان اسامي را در دو دسته طبقه‌بندي کرد: اسامي قابل شمارش و اسامي غير قابل شمارش:

اسامي قابل شمارش آن دسته از اسامي هستند که مي‌توانند شمرده شوند. اين بدين معني است که مي‌تواند بيش از يکي از آنها وجود داشته باشد.

اسامي غير قابل شمارش اسامي هستند که قابل شمردن نيستند (مانند water يا آب). اين اسامي تنها بصورت مفرد بکار مي‌روند و حالت جمع ندارند.

 

چند مثال

1- اسامي قابل شمارش:

 

جمع

مفرد

the boys

the boy

some answers

an answer

those cars

that car

2- اسامي غير قابل شمارش:

 

paper, wood, coal, silk, wool, cotton

بسياري از مواد و مصالح

gold, iron, silver, steel

فلزات

fish, fruit, sugar, meat, cheese, bread

مواد غذايي

water, oil, milk, tea, air, steam, oxygen

مايعات و گازها

money, music, noise, land, hair, ice, snow

چيزهاي ديگر

 

ويژگيهاي اسامي قابل شمارش و غير قابل شمارش

اسمهاي قابل شمارش:

1- مي‌توانند به دنبال an، a يا one بيايند.

2- مي‌توانند به دنبال these، few، many و those بيايند.

3- مي‌توانند به دنبال يک عدد (مثلاً two ،three و ...) بيايند.

مثال:

 

غير قابل شمارش

قابل شمارش

(not: ... a good work.)

I have a good job.

(not: ... Those foods.)

Those meals were delicious.

(not: ... two breads.)

I bought two loaves.

 

اسمهاي غير قابل شمارش:

1- نمي‌توانند با حروف تعريف نامعين (a و an) بکار روند، بلکه بايد با some مورد استفاده قرار بگيرند.

2- مي‌توانند به دنبال much و little بيايند.

3- به راحتي مي‌توانند به دنبال اصطلاحاتي از قبيل most of the، all of the، all the و half the بيايند.

مثال:

قابل شمارش

غير قابل شمارش

(not: ... made of trees.)

It's made of wood.

(not: ... too much vehicle.)

There's too much traffic.

(not: ... all the table.)

I sold all the furniture.

 

 

1- مي‌تـوان بسيـاري از اسمهاي غير قابل شمارش را بـا استفـاده از بعضي کلمات و عبارات، به قابل شمارش تبديل کرد. از جمله مي‌توان به
 a piece of ، a bit of ، a little bit of،‌ pieces of و bits of اشاره کرد:
  • I bought a piece of furniture at the market.

  • I want to give you two bits of advice.

2- لغت news مانند يک اسم جمع به نظر مي‌رسد، ولي در حقيقت يک اسم مفرد غير قابل شمارش است:

  • There is no important news in the newspapers.

 

جمع

بيشتر اسمها قابل شمارش هستند و مي‌توانند به صورت جمع درآيند. معمولاً براي اينکه يک اسم مفرد به صورت جمع درآيد، يک -s به انتهاي آن اضافه مي‌کنيم:

cat, cats
face, faces
boy, boys

ولي آن دسته از اسامي که به ch، x، z، s يا sh ختم مي‌شوند، -es مي‌گيرند:

bus, buses
box, boxes
brush, brushes
watch, watches

در ضمن اسمهايي کـه به يک حرف بي‌صدا و y ختم مي‌شوند، y را حذف کرده و به جاي آن ies مي‌گذاريم:

baby, babies
country, countries
fly, flies
try, tries

اسامي جمع بي‌قاعده

1- بعضي از اسمها را با تغيير حروف صدادار آنها، به حالت جمع در مي‌آوريم:

 

مفرد

جمع

 
man

men مرد(ها)
woman

women زن‌(ها)
mouse

mice موش(ها)
foot

feet پا(ها)
tooth

teeth دندان(ها)
goose

geese غاز(ها)

2- بسياري از اسمهايي که به -f يا -fe ختم مي‌شوند، هنگام جمع اين -f يا -fe به -ves تبديل مي‌شود:

calf calves

گوساله(ها)

half

halves نيمه‌(ها)
knife

knives چاقو(ها)
leaf

leaves برگ(ها)
life

lives جان(ها)
loaf

loaves قرص(هاي) نان
shelf

shelves قفسه(ها)
thief

thieves دزد(ها)
wife

wives همسر(ها)
wolf

wolves گرگ(ها)

3- اسم بعضي از حيوانات در حالت جمع هيچ تغييري نمي‌کند:

deer    آهو(ها)
sheep گوسفند(ها)
fish ماهي(ها)

و نيز آن دسته از اسامي مليتها که به -ese يا -ss ختم مي‌شوند:

a Chinese

يک چيني

two Chinese

دو چيني

one Swiss يک سوييسي

some Swiss چند سوييسي

همچنيـن آن دسته از اسامي که بـه اعداد و مقياسها اشـاره مي‌کننـد، هنگاميکه بعد از يک عدد و ... واقع مي‌شوند:

two hundred
three dozen

4- بسياري از اسمهايي که ريشه خارجي دارند (مثلاً لاتين، فرانسه يا يوناني)، گاهي حالت جمع خود را حفظ مي‌کنند:

cactus

cacti/cactuses

octopus

octopi/octopuses
syllabus

syllabi/syllabuses
alga

algae
larva

larvae
nebula

nebulae
index

indices/indexes
analysis

analyses
thesis

theses
phenomenon

phenomena

 

حالت ملكي

اسمها داراي يك حالت ملكي مي‌باشند كه در آن به اسمهاي مفرد (و نيز اسامي جمعي كه به s ختم نمي‌شوند) 's و به اسامي جمع -' (يک آپاستروف) اضافه مي‌شود:

  • my daughter's room  اتاق دخترم
    my daughters' room  اتاق دخترهايم

  • men's clothes  لباسهاي مردانه

  • your friend's new car  ماشين جديد دوستتان

  • the boy's teacher  معلم آن پسر

  • the students' hostel  خوابگاه دانشجويان

حالت ملکي را اغلب به صورت ديگري هم مي‌توان بيان کرد: (قاعده: X's Y= the Y of X)

my daughters' room = the room of my daughters
the ship's side = the side of the ship

اما بهتر است آنجا که صحبت از انسان، گروههاي انساني (مانند دولتها، کميته‌ها، هيئتها و...)، کشورها، حيوانات و... به ميان مي‌آيد از همان ساختار X's Y استفاده شود.

منبع: www.zabanamoozan.com