a young man/woman
young men/women
اما تنها موارد استثناء، صفات this و that ميباشند که پيش از اسامي جمع به these و those تبديل ميشوند:
this book - those books, that boy - those boys
مکان صفات
صفتها ميتوانند در موقعيتها و جاهاي مختلفي در يک جمله ظاهر شوند که در زير به مهمترين اين موقعيتها اشاره ميشود:
1- قبل از يک اسم:
a good man, an old car, the green carpet
گاهي بيش از يک صفت، اسمي را توصيف ميکنند:
a good young man, the beautiful green carpet
2- پس از فعل be:
-
You are beautiful.
-
She is fat.
-
The bus is late.
بجز فعل be، افعال ديگري نيز مانند seem، look، become و stay ميتوانند قبل از صفت قرار بگيرند:
3- پس از the، که در اين صورت کلمه اصلي يک عبارت اسمي محسوب ميشود:
the young جوانان
the old پيران
the dead مردگان
the English انگليسيها
4-بعد از برخي افعال، يک صفت ميتواند به دنبال مفعول بيايد:
|
صفت |
مفعول |
فعل |
فاعل |
| secret. |
her past |
kept |
She |
| mad. |
me |
is driving |
The noise |
| lucky. |
myself |
consider |
I |
| angry. |
him |
made |
Her behaviour |
ترتيب صفات
ميدانيم که صفتها معمولاً قبل از اسم ميآيند، اما اگر بيش از يک صفت اسمي را توصيف کنند، در اينصورت صفتها معمولاً به ترتيب خاصي قرار ميگيرند. هر چند ترتيب قرار گيري صفتها پيش از يک اسم هميشه ثابت نيست، اما جدول زير به شما کمک ميکند تا نحوهی جاگيري کلي آنها را ياد بگيريد:
|
|
6
جنس |
5
مليت |
4
رنگ |
3
سن |
2
اندازه |
1
بيان عقيده يا احساس |
|
| flower |
|
|
yellow |
|
|
beautiful |
a |
| nurse |
|
Indian |
|
young |
|
handsome |
that |
| tables |
wooden |
|
|
|
big |
|
those |
| cat |
|
Persian |
white |
old |
|
|
an |
صفات تفضيلي و عالي
بيشتر صفتها ميتوانند هر دو حالت تفضيلي (با افزودن -er يا more) و عالي (با افزودن -est يا most) را داشته باشند. در ادامه نحوه ساخت هر دو حالت را خواهيد آموخت.
|
|
تفضيلي |
عالي |
|
large بزرگ |
larger بزرگتر |
the largest بزرگترين |
|
tall بلند |
taller بلندتر |
the tallest بلندترين |
|
beautiful زيبا |
more beautiful زيباتر |
the most beautiful زيباترين |
1- نحوه ساخت صفات تفضيلي:
الف- با افزودن -er به انتهاي صفات يک هجايي:
old, older
bright, brighter
ب- با افزودن more به ابتداي صفات چند هجايي:
difficult, more difficult
interesting, more interesting
2- نحوه ساخت صفات عالي:
الف- با افزودن -est به انتهاي صفات يک هجايي
old, oldest
bright, brightest
ب- با افزودن the most به ابتداي صفات چند هجايي:
difficult, the most difficult
interesting, the most interesting
صفات نامنظم
|
|
تفضيلي |
عالي |
|
good |
better |
the best |
|
bad |
worse |
the worst |
|
far |
further |
the furthest |
|
little |
less |
the least |
|
many |
more |
the most |
|
much |
more |
the most |
|
old |
older/elder |
the oldest/eldest |
چند نکته املايي
1- صفاتي که به y ختم ميشوند، حتي اگر چند هجايي باشند نيز از همان قواعدي استفاده ميکنند که براي صفات يک هجايي بکار ميروند، اما بايد توجه داشته باشيد که در اينصورت موقع اضافه کردن er و est، اy به i تبديل ميشود:
pretty, prettier, prettiest
happy, happier, happiest
funny, funnier, funniest
2- هنگام اضافه کردن er يا est به انتهاي صفات يک هجايي که داراي يک حرف با صدا هستند و به يک حرف بيصدا ختم ميشوند (مانند big)، حرف بيصداي آخر تکرار ميشود:
big, bigger, biggest
sad, sadder, saddest
hot, hotter, hottest
fat, fatter fattest
ولي اگـر صفتي داراي بيش از يـک حرف صدادار بود، در ايـن صـورت حرف بيصداي آخر تکـرار نميشود:
great, greater, greatest
3- صفاتي که به e ختم ميشوند، هنگام اضافه کردن er يا est، اe خود را از دست ميدهند:
blue, bluer, bluest
large, larger, largest
strange, stranger, strangest
مقايسه
1- صفت قياسي همتراز: براي مقايسه افراد، مکانها، اشياء و ...، وقتيکه هيچ تفاوتي ميان آنها وجود نداشته باشد از ساختارهاي زير استفاده ميکنيم:
| |
as + صفت + as |
مثبت: |
|
|
| |
not as + صفت + as not so + صفت + as |
منفي: |
-
I'm as happy as you. (من به اندازه تو خوشحال هستم.)
-
Farhad is almost as tall as his father. (فرهاد تقريباً به بلندي پدرش است.)
-
Our house is not as expensive as your house. (خانه ما به گراني خانه شما نيست.)
-
A cheetah is not so dangerous as a lion.(يوزپلنگ به اندازه شير خطرناک نيست.)
2- صفت قياسي تفضيلي: براي مقايسه دو شخص، دو چيز و ... از صفت تفضيلي به همراه کلمه than استفاده ميشود:
2- صفت قياسي عالي: براي مقايسه بيش از دو شخص يا دو چيز از صفت عالي استفاده ميشود:
قيدها -درس دوم
از قيدها براي اضافه کـردن اطلاعاتي بـه يک عبارت استفاده ميشود. همچنين قيدها ميتوانند به يک کلمه ديگر از جمله به يک صفت يـا قيد ديگر نيز اطلاعاتي اضـافه کننـد کـه در ايـن صورت معرف (modifier) ناميده ميشوند.
انواع قيد
قيود اقسام مختلفي دارند که در اينجا به پنج نوع متداول آنها اشاره ميشود:
1- قيد حالت:
well, how, quickly, slowly, hard, fast, angrily, ...
2- قيد مکان:
up, down, there, here, above, below, near, ...
3- قيد زمان:
today, yet, still, recently, soon, now, then, ...
4- قيد مقدار:
very, too, so, quite, much, rather, ...
5- قيد تکرار:
twice, sometimes, often, always, never, ...
جاي قيدها
سه جا يا مکان اصلي براي قيدها وجود دارد:
1- در ابتداي عبارت (قبل از فاعل) (ابتدايي)
| قيد |
فاعل |
عبارت فعلي |
+ ... |
| Sometimes |
she |
arrives |
late. |
2- در ميانه جمله (مياني):
الف) بعد از اولين فعل معين:
| فاعل |
اولين فعل معين |
قيد |
بقيه عبارت فعلي |
+ ... |
| She |
has |
always |
arrived |
late. |
ب) پس از فعل be:
| فاعل |
BE |
قيد |
+ ... |
| She |
is |
always |
late. |
ج) اگر فعل معيني وجود ندارد، قبل از فعل مسندي (قابل صرف):
| فاعل |
قيد |
فعل مسندي |
+ ... |
| She |
sometimes |
arrives |
late. |
3- در انتهاي عبارت (پاياني):
| فاعل |
عبارت فعلي |
+... |
قيد |
| She |
arrives |
late |
sometimes. |
در جدول زير متداولترين مکان قيدها در جملات نشان داده شده است:
ساختار قيد
از لحاظ فرم و ساختار ميتوان قيدها را به سه دسته طبقه بندي کرد:
1- قيدهايي که با اضافه کردن ly به يک صفت ساخته ميشوند، مانند:
slow → slowly
brave → bravely
quick → quickly
2- قيدهايي که همان ساختار صفات را دارا هستند، يعني هم ميتوانند به صورت قيد به کار روند و هم به صورت صفت. برخي از مهمترين آنها عبارتند از:
just, well, right, far, forward, early, hard, straight, pretty, little, fast, late, left, backward, deep, direct, near, wrong
3- قيودي که اصلاً ارتباطي با صفات ندارند. مانند:
so, now, very, there, here, too, as, quite
چند نکته املايي
گفتيم که بسياري از قيدها با اضافه شدن ly به يک صفت ساخته ميشوند. اما هميشه به اين سادگي نيست:
1- y در انتهاي کلمه به i تبديل ميشود:
gay → gaily
2- e در انتهاي کلمه همچنان باقي ميماند:
strange → strangely
ولي چند استثنا وجود دارد:
true → truly
due → duly
whole → wholly
3- در صفاتي که به able يا ible ختم ميشوند، e در انتهاي کلمه حذف ميشود و y جاي آن را ميگيرد:
probable → probably
possible → possibly
4- صفاتي که به يک حرف با صدا و يک L ختم ميشوند، طبق روش معمول ly ميگيرند:
actual → actually
general → generally
ضماير (فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي و...)
ضمير کلمهاي دستوري يا گرامري است که جانشين يک اسم يا عبارت اسمي ميشود. ضميرها انواع مختلفي دارند که مهمترين آنها عبارتند از: ضماير فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي، اشارهاي، نامعين، نسبي و سؤالي که از اين ميان ضماير فاعلي، مفعولي ملکي و انعکاسي جزو ضماير شخصي به حساب ميآيند.
ضماير فاعلي
|
جمع |
مفرد |
|
| we |
I |
اول شخص |
| you |
you |
دوم شخص |
| they |
he, she, it |
سوم شخص |
ضماير مفعولي
| فاعل |
→ |
مفعول |
|
I |
→ |
me |
|
you |
→ |
you |
|
he |
→ |
him |
|
she |
→ |
her |
|
it |
→ |
it |
|
we |
→ |
us |
|
they |
→ |
them |
اگر چه اين ضماير را ضماير مفعولي ميناميم، اما آنها به جز در جاي مفعول در هر جاي ديگري هم ميتوانند قرار بگيرند، مثلاً بعد از فعل يا بعد از يک حرف اضافه:
-
Our teacher was angry with us. (معلممان از دست ما عصباني بود.)
-
Give me a ring tomorrow. (فردا به من زنگ بزن.)
-
When he comes in, please tell him I phoned.
(هر وقت آمد، لطفاً به او بگوييد که من زنگ زدم.)
-
I'm older than you. (من از تو بزرگترم.)
-
'I'm hungry.' 'Me too.' («من گرسنهام.» «من هم همينطور.»)
 |

|
| هنگاميکه از ضماير شخصي به همراه and استفاده ميکنيم، مؤدبانهتر اين است که ضماير I و we را بعد از اسامي و ضماير ديگر بکار ببريم:
you and I, my father and I, them and us
همچنين you را بايد قبل از اسامي و ضماير ديگر به کار برد:
you and your wife, you and her | |
ضماير ملكي و صفات ملكي
ضماير ملكي و صفات ملكي نشان ميدهند که چه چيزي به چه کسي تعلق دارد.
| |
(I) |
(you) |
(he) |
(she) |
(it) |
(we) |
(they) |
|
صفات ملکي |
my |
your |
his |
her |
its |
our |
their |
|
ضماير ملکي |
mine |
yours |
his |
hers |
- |
ours |
theirs |
توجه داشته باشيد که صفات ملکي هميشه قبل از يک اسم ميآيند (به همين دليل صفت ناميده ميشوند) ولي ضمير ملکي جانشين صفت ملکي+اسم ميشود و ميتواند به تنهايي به عنوان فاعل، مفعول و ... قرار بگيرد (به همين دليل ضمير ناميده ميشود).
چند مثال:
-
This is my book. (اين كتاب من است.)
This book is mine. (اين کتاب مال من است.)
-
This is her purse. (اين کيف اوست.)
This is hers. (اين مال اوست.)
-
Are those your pens? No, these are his. (ضمير ملکي)
ضماير انعکاسي
کلماتي که به -self و -selves ختم ميشوند ضماير انعکاسي ناميده ميشوند و عبارتند از:
|
جمع (-selves) |
|
ourselves |
خودمان |
|
yourselves |
خودتان |
|
themselves |
خودشان | |
|
مفرد (-self) |
|
myself |
خودم |
|
yourself |
خودت |
|
himself |
خودش (مذکر) |
|
herself |
خودش (مؤنث) |
|
itself |
خودش (اشياء) | |
توجه داشته باشيد که در ضماير انعکاسي عمل به فاعل جمله برميگردد و در واقع مفعول همان فاعل است:
-
He cut himself. (خودش را زخمي کرد.)
-
You should be ashamed of yourself. (بايد از خودت خجالت بکشي.)
-
Help yourselves. (از خودتان پذيرايي کنيد. )
-
We blame ourselves. (ما خودمان را مقصر ميدانيم.)
استفاده از ضماير انعکاسي براي تأکيد
از ضماير انعکاسي ميتوان براي تأکيد روي يک اسم، ضمير يا عبارت اسمي استفاده کرد که در اين حالت بعد از آنها در جمله قرار ميگيرند:
-
I can do it myself. (من خودم ميتوانم اين کار را انجام دهم.)
-
We can repair the roof ourselves. (ما ميتوانيم خودمان سقف را تعمير کنيم.)
-
The film itself wasn't very good but I liked the music.
(خود فيلم خيلي خوب نبود ولي از موسيقي آن خوشم آمد.)
ضماير ديگر
1- ضماير اشارهاي، شامل: these، that، this و those.
مثال:
2- ضماير نسبي، شامل: when ،whom ،whose ،who ،that ،which و where.
مثال:
3- ضماير پرسشي، شامل: when، where، why، what، who و whatever.
مثال:
4- ضماير دوطرفه، شامل each other و one another:
مثال:
5- ضماير نامعين، شامل none، nobody، nothing، someone، somebody، something، anyone، anybody، anything و no one:
مثال:
اسمها ي قابل شمارش و غير قابل شمارش-درس سوم
اسمها گستردهترين اقسام کلمات را تشکيل ميدهند. بطور کلي در زبان انگليسي ميتوان اسامي را در دو دسته طبقهبندي کرد: اسامي قابل شمارش و اسامي غير قابل شمارش:
اسامي قابل شمارش آن دسته از اسامي هستند که ميتوانند شمرده شوند. اين بدين معني است که ميتواند بيش از يکي از آنها وجود داشته باشد.
اسامي غير قابل شمارش اسامي هستند که قابل شمردن نيستند (مانند water يا آب). اين اسامي تنها بصورت مفرد بکار ميروند و حالت جمع ندارند.
چند مثال
1- اسامي قابل شمارش:
|
جمع |
مفرد |
|
the boys |
the boy |
|
some answers |
an answer |
|
those cars |
that car |
2- اسامي غير قابل شمارش:
| paper, wood, coal, silk, wool, cotton |
بسياري از مواد و مصالح |
| gold, iron, silver, steel |
فلزات |
| fish, fruit, sugar, meat, cheese, bread |
مواد غذايي |
| water, oil, milk, tea, air, steam, oxygen |
مايعات و گازها |
| money, music, noise, land, hair, ice, snow |
چيزهاي ديگر |
ويژگيهاي اسامي قابل شمارش و غير قابل شمارش
اسمهاي قابل شمارش:
1- ميتوانند به دنبال an، a يا one بيايند.
2- ميتوانند به دنبال these، few، many و those بيايند.
3- ميتوانند به دنبال يک عدد (مثلاً two ،three و ...) بيايند.
مثال:
|
غير قابل شمارش |
قابل شمارش |
|
(not: ... a good work.) |
I have a good job. |
|
(not: ... Those foods.) |
Those meals were delicious. |
|
(not: ... two breads.) |
I bought two loaves. |
اسمهاي غير قابل شمارش:
1- نميتوانند با حروف تعريف نامعين (a و an) بکار روند، بلکه بايد با some مورد استفاده قرار بگيرند.
2- ميتوانند به دنبال much و little بيايند.
3- به راحتي ميتوانند به دنبال اصطلاحاتي از قبيل most of the، all of the، all the و half the بيايند.
مثال:
|
قابل شمارش |
غير قابل شمارش |
|
(not: ... made of trees.) |
It's made of wood. |
|
(not: ... too much vehicle.) |
There's too much traffic. |
|
(not: ... all the table.) |
I sold all the furniture. |
 |

|
1- ميتـوان بسيـاري از اسمهاي غير قابل شمارش را بـا استفـاده از بعضي کلمات و عبارات، به قابل شمارش تبديل کرد. از جمله ميتوان به a piece of ، a bit of ، a little bit of، pieces of و bits of اشاره کرد:
2- لغت news مانند يک اسم جمع به نظر ميرسد، ولي در حقيقت يک اسم مفرد غير قابل شمارش است:
| |
جمع
بيشتر اسمها قابل شمارش هستند و ميتوانند به صورت جمع درآيند. معمولاً براي اينکه يک اسم مفرد به صورت جمع درآيد، يک -s به انتهاي آن اضافه ميکنيم:
cat, cats
face, faces
boy, boys
ولي آن دسته از اسامي که به ch، x، z، s يا sh ختم ميشوند، -es ميگيرند:
bus, buses
box, boxes
brush, brushes
watch, watches
در ضمن اسمهايي کـه به يک حرف بيصدا و y ختم ميشوند، y را حذف کرده و به جاي آن ies ميگذاريم:
baby, babies
country, countries
fly, flies
try, tries
اسامي جمع بيقاعده
1- بعضي از اسمها را با تغيير حروف صدادار آنها، به حالت جمع در ميآوريم:
|
مفرد |
→ |
جمع |
|
| man |
→ |
men |
مرد(ها) |
| woman |
→ |
women |
زن(ها) |
| mouse |
→ |
mice |
موش(ها) |
| foot |
→ |
feet |
پا(ها) |
| tooth |
→ |
teeth |
دندان(ها) |
| goose |
→ |
geese |
غاز(ها) |
2- بسياري از اسمهايي که به -f يا -fe ختم ميشوند، هنگام جمع اين -f يا -fe به -ves تبديل ميشود:
| calf |
→ |
calves |
گوساله(ها) |
| half |
→ |
halves |
نيمه(ها) |
| knife |
→ |
knives |
چاقو(ها) |
| leaf |
→ |
leaves |
برگ(ها) |
| life |
→ |
lives |
جان(ها) |
| loaf |
→ |
loaves |
قرص(هاي) نان |
| shelf |
→ |
shelves |
قفسه(ها) |
| thief |
→ |
thieves |
دزد(ها) |
| wife |
→ |
wives |
همسر(ها) |
| wolf |
→ |
wolves |
گرگ(ها) |
3- اسم بعضي از حيوانات در حالت جمع هيچ تغييري نميکند:
deer آهو(ها)
sheep گوسفند(ها)
fish ماهي(ها)
و نيز آن دسته از اسامي مليتها که به -ese يا -ss ختم ميشوند:
| a Chinese |
يک چيني |
→ |
two Chinese |
دو چيني |
| one Swiss |
يک سوييسي |
→ |
some Swiss |
چند سوييسي |
همچنيـن آن دسته از اسامي که بـه اعداد و مقياسها اشـاره ميکننـد، هنگاميکه بعد از يک عدد و ... واقع ميشوند:
two hundred
three dozen
4- بسياري از اسمهايي که ريشه خارجي دارند (مثلاً لاتين، فرانسه يا يوناني)، گاهي حالت جمع خود را حفظ ميکنند:
| cactus |
→ |
cacti/cactuses |
| octopus |
→ |
octopi/octopuses |
| syllabus |
→ |
syllabi/syllabuses |
| alga |
→ |
algae |
| larva |
→ |
larvae |
| nebula |
→ |
nebulae |
| index |
→ |
indices/indexes |
| analysis |
→ |
analyses |
| thesis |
→ |
theses |
| phenomenon |
→ |
phenomena |
حالت ملكي
اسمها داراي يك حالت ملكي ميباشند كه در آن به اسمهاي مفرد (و نيز اسامي جمعي كه به s ختم نميشوند) 's و به اسامي جمع -' (يک آپاستروف) اضافه ميشود:
-
my daughter's room اتاق دخترم
my daughters' room اتاق دخترهايم
-
men's clothes لباسهاي مردانه
-
your friend's new car ماشين جديد دوستتان
-
the boy's teacher معلم آن پسر
-
the students' hostel خوابگاه دانشجويان
حالت ملکي را اغلب به صورت ديگري هم ميتوان بيان کرد: (قاعده: X's Y= the Y of X)
my daughters' room = the room of my daughters
the ship's side = the side of the ship
اما بهتر است آنجا که صحبت از انسان، گروههاي انساني (مانند دولتها، کميتهها، هيئتها و...)، کشورها، حيوانات و... به ميان ميآيد از همان ساختار X's Y استفاده شود.
منبع: www.zabanamoozan.com